من یک زن ام
زنی که پوست اش
آیینه ی آفتاب کویر است
و گیسوانش بوی دود می دهد
تمام قامت من
نقش رنج و
پیکرم تجسم کینه است
زنی که دستانش را کار
برای سلاح پرورده است
برچسب: نویسنده: میلاد رضوانی تاريخ: يکشنبه 8 اسفند 1395 ساعت: 0:59