خرید بک لینک

سالهاست بیقرارم
بیقرار نگاهی و گاهی صدایی و حتی لحظهای دیدن رویش در خواب
و شنیدن کلامش در خیال
دخترم را می گویم
بعد رفتنش
 خانه تنها شد
 در خود فرو رفت
 اخ..
بعد از مرگ دخترم
 کوچه هم کوچ کرد
 پشت بر زمین
 و رو به سمت بیستارهترین نقطه آسمان نشست
 و...
جای خالیش
 بیداد میکند
 کجایی مهربانم
 دستان تو را کم دارم
 مرا یک بغل آرامش میهمان می کنی ؟
انگار امشب یک نفر
 مشت مشت
بر دل تنگی ام
بیقراری می پاشد
ومن
کودکانه میگریم.......

برچسب: نویسنده: میلاد رضوانی تاريخ: شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:36

صفحه بندی