دوباره بوی باد می اید
خیالم را گم میکنم
گذشته محو میشود
دست در دست باد
میروم تا برسم
به سرزمین زایندگی
برای رویش
جوانه زدن
من اینجا با لحظه ها
تنهایی میرقصم ......
(0 لایک)
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
امیدرا می کارم
عشق جوانه می زند
چشمهایم پاورچین، پاورچین
تا آغوش خورشید بدرقه ات می کند
خورشید سر بر می آورد
از گوشه ی لبخند هایت.
قلم می رقصد
خنده به لب های غزل می کشد
دل کلمات را می شکافد
تو زاده می شوی
خوش امدی ........
(0 لایک)
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
شبی مه گرفته
حرف هایی تلخ
از اعماق تنهایی ام
به تنهاییم پیله میکنم
می بافم ومی بافم ومی بافم
دوباره از هم میشکافم
چندمین پیله ایست که در نبودت بافته ام
امید من
تمامی دلخوشی های من
محال است بی تو پروانه شوم........
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
باز باران
بوی نمناک احساسی پاک می آید.
آسمان از عشق کسی می بارد
چه متین و صبور این قطره ها فرود می آیند.
دل آسمان از دوری چه کسی گرفته بود این روزها...؟
نکند دلدار او نیز انقدر زیباست که باران می گیرد
هر که باشد زیباتر از پروانه دل من نیست.
میدانم.....
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
رویای جوانی من
امد
اما چه تلخ .در رویای شیرین من ....
من دوباره خیال بافتم
میان دوزخ و بهشت
بلاتکلیف
من از کف داده ام زندگی را در قمار آتش
عشق تعبیر دروغی است وقتی که
پروانه در موعد سوختن شمع ، خواب گل می بیند.....
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
میخواهم برایت قصه ایی بگویم
روایتی از ناگفته های یک زن
از غرورش
که به شکسته شدن تن نمی دهد
حرف هایی هست همیشه
برای گفته نشدن
حرف هایی که با صاحبانشان میمیرند
حرف هایی که حلقومت را به دار می اویزی
تا غرورت را به دار نیاویزی ........
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
راه زیادی امده ام
میهمانی بی چراغ
پاهایم خسته
دست هایم خالی
با کوله ای قدیمی
کوله بارم سنگین نیست
فقط عشق را برداشته ام
دلواپس نباش .عزیز من
نیامدم که بمانم
تمام جاده های جهان را به جستجوی نگاه تو آمده ام
پیاده
باور نمی کنی ؟؟
پس این تو و این پینه های دل پیاده من..........
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
می شود یک قلم به من بدهید؟
شعری به ذهنم رسیده است
دلم می خواهد
همه ی درختان کاغذ شوند
من بنشینم
وباشهد گلها
نام تو را بنویسم
جوری بنویسم
که خط تیره این بار نتواند
سیاهیش را به میان بیاورد
و فاصله فرصتی نداشته باشد
که مارا از هم جدا کند
وقتی فاصله نباشد
اینجا دوباره
شعرها بی اختیار
روی کاغذ می ریزند.........
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
دلم می خواهد
باران ببارد
وصدای پاهایت را
قطره های باران
به خانه ام بیاورند
بهار بیا
که من بی تاب
شقایق های توام .
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
جوانه زده
گلدان کوچکم
دلم کمی بهار می خواهد
نمی آیی؟
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
به من بیاموز
چگونه عطر به گل سرخش باز می گردد
تا من به تو بازگردم
مادر!
به من بیاموز
چگونه خاکستر.دوباره اخگر می شود
و رودخانه .سرچشمه
و آذرخش ها.ابر
و چگونه برگ های پاییز دوباره به شاخه ها
باز می گردد
تا من به تو بازگردم مادر.......
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
دلم برای دلم میسوزد
برای دلتنگی کردن هایش
برای بی تاب شدن هایش
برای صبرش .قرارش
دلم برای ناموزون طپیدن هایش
میگیرد
برای انتظار کشیدنش
برای تنهایی اش
دلگیر است اخر.......
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی